درباره نویسنده
لیموشیرین
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • لیموشیرین
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • افرا جان
  • مرمری جونم.....
  • دومین سالگرد نامزدیمون
  • زمین به عشق اومیچرخد...
  • دعای ماه رجب
  • اشتباهات مرگ‌بار
  • آهنگ وبلاگ من
  • عکس های نفس
  • کلی عکس
  • اهالی جونم وهمسر گرامیشون
  • مهربانی و.........
  • برای تو که لیاقتش رو داری می‌نویسم ،
  • آفرینش زن
  • گذشته حال آینده
  • ۱۳٩۱/۱٢/۱٧
  • دلم می خواست...دلم می خواد
  • مروری بر خاطرات 5
  • داستان آشنایی ما
  • مروری بر خاطرات 4
  • افسون عزیزم
  • مروری بر خاطرات خوب گذشته 2
  • مروری بر خاطرات خوب گذشته 1
  • مروری بر خاطرات خوب گذشته
  • سلام
  • ...........
  • خداحافظی
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • خرداد ٩٢
  • اردیبهشت ٩٢
  • فروردین ٩٢
  • اسفند ٩۱
  • بهمن ٩۱
  • دی ٩۱
  • آذر ٩۱
  • آبان ٩۱
  • فروردین ٩۱
دوستان من
  • خرزنه
  • اطلسی های خیس
  • یادداشتهای یک عدد مامان خانومی
  • ساحل ارامش
  • مي دانم ، قسمت اين است
  • درد دلهای من
  • هبه رضوی
  • عروس شیرازی
  • دختري به نام سايرا
  • خوشبختی زیر پوست من
  • آبنبات خوشبختی
  • این منم... آرتیستون
  • روزانه‌های یک ذهن شاد
  • .¸¸.•*¨`•»ما دو تا عاشق هم.¸¸.•*¨`•»
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • بیشه، باشگاه عاشقان ادبیات
  • باشگاه مدیران و متخصصان
  • جامعه ادبی بیشه
کدهای اضافی کاربر




خانم لیمو شیرین و آقای پرتقال
افرا جان
نویسنده: لیموشیرین - ۱۳٩٢/۳/٤

افرا عزیزم:

اندوه ما در غم از دست دادن آن عزیز بزرگوار در واژه ها نمیگنجد تنها میتوانیم از  خداوند برایتان  صبری عظیم و برای آن مرحوم روحی شاد و آرام طلب کنیم

 

ازدیروز که خبر فوتشون روشنیدم خدامیدونه چه حالی دارم فوت شوهرخاله عزیزت که از دوستان و همکاران برادرهای من هم بوده واقعا ناگهانی ودردناک وبسیار غم انگیز هست منو ببخش که نتونستم بیام ودراین روزهای سخت همراهیت کنم دراولین فرصت حتما میبینمت

دوستان عزیزم برای شادی روح ایشون که یکی از سرمایه های ملی ایران بوده فاتحه ای نثار کنید ممنونم

 

نظرات ()



مرمری جونم.....
نویسنده: لیموشیرین - ۱۳٩٢/٢/۳٠

 

مرمری عزیزم همیشه زبانم برای تسلی خاطر دادن قاصر بوده و هست چرا که هیچ کلامی قادر نخواهد بود که چنین غمی را تسلی دهد.
پس زبان کوتاه میدارم.
از خداوند بزرگ و متعال برای شما و تک تک اعضای خانواده و اقوام محترمتان صبر طلب میدارم. روح پدر همسر بزرگوارتان شاد و یادشان همیشه گرامی باد.
با هم فاتحه ای خوانده و نثار روح آن بزرگوار میکنیم.

 

 

نظرات ()



دومین سالگرد نامزدیمون
نویسنده: لیموشیرین - ۱۳٩٢/٢/٢٩

مشاهده یادداشت خصوصی

نظرات ()



زمین به عشق اومیچرخد...
نویسنده: لیموشیرین - ۱۳٩٢/٢/٢۸
زمین به عشق اومیچرخد...

فرشته نبود...بال هم نداشت...رویین تن نبودو پیکرپولادی نداشت...مادرش الهه ای افسانه ای نبود وپدرش نیم خدایی اسطوره ای.

اوانسان بود. انسان. وهمین جا زندگی میکرد.روی همین زمین وزیرهمین آسمان.شب ها همین ستاره ها را میدید وصبح ها همین خورشیدرا.

انسان بود...راه میرفت ونفس میکشید.میخوابید وبلند میشد.گرسنه میشدوغذا میخورد.غمگین میشد وشاد میشد.می جنگید وپیروز میشد.زخم  هم بر میداشت.شکست هم میخورد.مثل من...مثل تو...مثل همه.

فرشته نبود...بال هم نداشت...انسان بود...باهمین وسوسه ها...باهمین دردها ورنج ها.

باهمین تنهایی ها وغربت ها...باهمین تردیدها وتلخی ها.

انسان بود...ساده مردی امی...نه تاجی ونه تختی...نه سربازانی تا بن دندان مسلح ونه قصروبارویی سربه فلک کشیده.

آزارش به هیچکس نرسید وج.ری نکرد وهیچ ازآنها نخواست وجزراستی نگفت...امااورا تاب نمی آوردند...رنجش میدادندوآزارش میرساندند...دروغگویش میخواندند...شعبده باز وشاعرش میگفتند.

وبه خدعه ونیرنگ پشت به پشت هم میدادند وکمر به نابودی اش می بستند.

اما مگر اوچه کرده بود؟؟؟ جزآنکه گفته بود:خدا یکیست واز پس این جهان...جهان دیگری است وآدمیان درگرو کرده ی خویش اند.

مگرچه کرده بود؟؟؟ جزآمکه راه را...راه رستگاری را نشانشان داده بود.

اما تابش نمی آوردند...زیرا که بت بودند...بت ساز...بت شیفته...بت انگاروبت پیکرد

فرشته نبود...بال هم نداشت...ومعجزه اش این نبود که ماه را شکافت...معجزه اش این نبود که به آسمان رفت...معجزه اش این بود که از آسمان به زمین برگشت...اوکه با معراجش تا ته ته آسمان رفته بود میتوانست برنگردد...میتوانست...اما برگشت باز هم روی همین خاک وباز هم میان همین مردم.

وزمین هنوز به عشق گام های اوست که میچرخدوووبهازهنوزبه بوی اوست که سبز میشود...خ.رشید هنوزبه نور اوست که میتابد...

به یاد آن انسان...انسانی که فرشته نبود وبال هم نداشت...

عرفان نظرآهاری

نظرات ()



دعای ماه رجب
نویسنده: لیموشیرین - ۱۳٩٢/٢/٢٥

دعایی به قشنگی دعای ماه رجب خواندید؟

.

.

اى که براى هر خیرى به تو امید دارم

و از خشمت در هر شرى ایمنى جویم

اى که مى دهی عطاى بسیار در برابر طاعت کم

اى که عطا میکنى به هرکه از تو خواهد

اى که عطا میکنى به کسى که حتی از تو نخواهد و تو را نشناسد

از روى نعمت بخشى و مهرورزى عطا کن به من

به خاطر درخواستى که از تو کردم

 

همه خوبى دنیا و همه خوبى و خیر آخرت را

و بگردان از من به خاطر همان درخواستى که از تو کردم

همه شر دنیا و شر آخرت را

زیرا آنچه تو دهى چیزى کم ندارد

و بیفزا بر من از فضلت اى خدااااااااااااااااااااااااااا

برگرفته شدا از وبلاگ ما به هم وصلیم

نظرات ()



اشتباهات مرگ‌بار
نویسنده: لیموشیرین - ۱۳٩٢/٢/٢٢

این نوشته نازنین جان هست لطفا بخونید و اگه دوست داشتید داخل وبلاگتون قرار بدهید ممنونم

شاید یک نفر رو یک جا دونستید نجات بدهید

http://undermyskin.persianblog.ir/post/308/

نظرات ()



آهنگ وبلاگ من
نویسنده: لیموشیرین - ۱۳٩٢/٢/٥

بودنت هنوز مثل بارونه، تازه و خنک و ناز و آرومه. حتی الان از پشت این دیوار که ساختند تا دوستت نداشته باشم.

اتل و متل! بهار بیرونه. مرغابی تو باغش می‌خونه. باغ من سرده، همه‌ی گل‌هاش پژمرده دونه دونه.

بارون بارونه، بارون بارونه، ...

دلم تنگه، پرتقال من! گلپر سبز قلب زار من! منو ببخش، از برای تو هر چی که بخوای میارم.

اتل و متل! نازنین دل! زندگی خوبه و مهربونه. عطر و بوش همین غم و شادی کوچیک و بزرگ‌مونه.

آهای زمونه! آهای زمونه! این گردونه‌اتو کی داره می‌چرخونه...

بودنت هنوز مثل بارونه، مثل قدیما، پاک و روونه، از پشت این دیوار بی‌رحمی که بین‌مونه.

هاچین و واچین! عسل شیرین! قصه‌مون هنوز ناتمومه. از این‌جا به بعد کی می‌دونه که چی سرنوشت‌مونه.

بارون بارونه، بارون بارونه، ...

لینک دانلود http://uplod.ir/xufyffeom8hr/porteghal.mp3.htm

این آهنگ پرتقال اسمش هست خانم مرجان فرساد خوندن اینم واسه اون عزیزانی که خواستن لبخند

نظرات ()



عکس های نفس
نویسنده: لیموشیرین - ۱۳٩٢/٢/٤

مشاهده یادداشت خصوصی

نظرات ()



کلی عکس
نویسنده: لیموشیرین - ۱۳٩٢/٢/٤

مشاهده یادداشت خصوصی


ادامه مطلب ...
نظرات ()



اهالی جونم وهمسر گرامیشون
نویسنده: لیموشیرین - ۱۳٩٢/٢/۱

خوشبختی واقعی در دنیا فقط با یک چیز میسر میشود

دوست داشتن و دوست داشته شدن

خوشبختی شما آرزوی قلبی من است

.

.

.

عاشق همه دنیا را در چشم معشوق میبیند

و به هر جای دنیا که مینگرد معشوق را میبیند

و اینگونه است که خداوند دو چشم را برای دو چشم آفریده است.

چهارمین سالگرد ازدواجتون مبارک

ببخشیدکه نتونستم حضوری خدمتون برسم ولی دلم اونجاست قلب

بهترین ها رو واستون آرزو دارم

نظرات ()



مهربانی و.........
نویسنده: لیموشیرین - ۱۳٩٢/۱/۳۱

اگر کسی تو را با تمام مهربانیت دوست نداشت ...
دلگیر مباش که نه تو گناهکاری نه او
آنگاه که مهر می ‌ورزی مهربانیت تو را زیباترین معصوم دنیا می‌کند ...
پس خود را گناهکار مبین

من عیسی نامی را میشناسم که ده بیمار را در یک روز شفا داد ... و تنها یکی سپاسش گفت!!!

من خدایی میشناسم که ابر رحمتش به زمین و زمان باریده ... یکی سپاسش می گوید و هزاران نفر کفر !!!

پس مپندار بهتر از آنچه عیسی و خدایش را سپاس گفتند ... از تو برای مهربانیت قدردانی میکنند.
پس از ناسپاسی هایشان مرنج و در شاد کردن دلهایشان بکوش... که این روح توست که با مهربانی آرام میگیرد
تو با مهر ورزیدنت بال و پر میگیری ...
خوبی دلیل جاودانگی تو خواهد شد ...
پس به راهت ادامه بده
دوست بدار نه برای آنکه دوستت بدارند ...

تو به پاس زیبایی عشق ، عشق بورز و جاودانه باش
نظرات ()



برای تو که لیاقتش رو داری می‌نویسم ،
نویسنده: لیموشیرین - ۱۳٩٢/۱/٢٩



راستی؛ هیچ وقت از خودت پرسیدی قیمت یه روز زندگی چنده؟
تموم روز رو کار می کنیم و آخرشم از زمین و زمان شاکی هستیم که از زندگی خیری ندیدیم.
شما رو به خدا تا حالا از خودتون پرسیدید:
قیمت یه روز بارونی چنده؟
یه بعدازظهر دلنشین آفتابی رو چند می‌خری؟
حاضری برای بوکردن یه بنفشه وحشی توی یه صبح بهاری یه اسکناس درشت بدی؟
پوستر تمام‌رخ ماه قیمتش چنده؟
ولی اینم می‌دونی که اگه بخوای وقت بگذاری و حتی نصف روز هم بشینی به گل‌های وحشی که کنار جاده در اومدن نگاه کنی بوته‌هاش ازت پول نمی‌گیرن!
چرا وقتی رعدوبرق میاد تو زیر درخت فرار می‌کنی؟
می‌ترسی برقش بگیرتت؟
نه، اون می‌خواد ابهتش رو نشونت بده.
آخه بعضی وقت‌ها یادمون میره چرا بارون می‌یاد!
این‌جوری فقط می‌خواد بگه منم هستم
فراموش نکن که همین بارون که کلافت می‌کنه که اه چه بی‌موقع شروع شد، کاش چتر داشتم، بعضی وقتا دلت برای نیم‌ساعت قدم‌زدن زیر نم‌نم بارون لک می‌زنه.
هیچ‌وقت شده بگی دستت درد نکنه؟
شده از خودت بپرسی چرا تمام وجودشونو روی سر ما گریه می‌کنن؟

او‌ن‌قدر که دیگه برای خودشون چیزی نمی‌مونه و نابود میشن؟
ابرا رو می گم
هیچ‌وقت از ابرا تشکر کردی؟
هیچ وقت شده از خودت بپرسی که چرا ذره‌ذره وجودشو انرژی می‌کنه و به موجودات زمین می‌بخشه؟!
ماهانه می‌گیره یا قراردادی کار می‌کنه؟
برای ساختن یه رنگی‌کمون قشنگ چقدر انرژی لازمه؟
چرا نیلوفر صبح باز میشه و ظهر بسته می‌شه؟
بابت این کارش چقدر حقوق می‌گیره؟
چرا فیش پول بارون ماهانه برای ما نمی‌یاد؟
چرا آبونمان اکسیژن هوا رو پرداخت نمی‌کنیم؟
تا حالا شده به‌خاطر اینکه زیر یه درخت بشینی و به آواز بلبل گوش کنی پول بدی؟
قشنگ‌ترین سمفونی طبیعت رو می تونی یه شب مهتابی کنار رودخونه گوش کنی.

قیمت بلیتش هم دل تومنه!
خودتو به آب و آتیش می‌زنی که حتی تابلوی گل آفتابگردون رو بخری و بچسبونی به دیوار اتاقت
ولی اگه به خودت یک کم زحمت بدی می‌تونی قشنگ‌ترین تابلوی گل آفتابگردون رو توی طبیعت ببینی. گل‌های آفتابگردونی که اگه بارون بخورن نه‌تنها رنگشون پاک نمی‌شه، بلکه پررنگ‌تر هم میشن

لازم نیست روی این تابلو کاور بکشی، چون غبار روی اونو ، شبنم صبح پاک می‌کنه و می‌بره ...
خیلی خنده داره نه؟
و خیلی سوال‌ها مثل اینکه شاید به ذهن هیچ کدوممون نرسه ...

اون وقت تو موجود خاکی اگه یه روز یکی از این دارایی‌هایی رو که داری ازت بگیرن زمین و زمان رو به فحش و بد و بیراه می‌گیری؟
چی خیال کردی؟

پشت قبالت که ننوشتن. نه عزیز خیال کردی!

اینا همه لطفه، همه نعمته که جنا‌ب‌عالی به‌حساب حق و حقوق خودت می‌ذاری
تا اونجاکه اگه صاحبش بخواد می‌تونه همه رو آنی ازت پس بگیره.

پروردگاری که هر چی داریم از ید قدرت اوست ...

اینو بدون اگه یه روزی فهمیدی قیمت یه لیتر بارون چنده؟
قیمت یه ساعت روشنایی خورشید چنده؟
چقدر باید بابت مکالمه روزانه‌مون با خدا پول بدیم؟

یا اینکه چقدر بدیم تا نفسمون رو، بی‌منت با طراوت طبیعت زیباش تازه کنیم اون وقت می‌فهمی که چرا داری تو این دنیا زندگی می‌کنی!

قدر خودت رو بدون و لطف دوستان و اطرافیانت رو هم دست کم نگیر

به زندگیت ایمان داشته باش تا بشه تموم قشنگیهای دنیا مال تـــو



مهربانی یعنی حتی فرستادن یک نامه به یک دوست ...

نظرات ()



آفرینش زن
نویسنده: لیموشیرین - ۱۳٩٢/۱/٢٠


از هنگامی که خداوند مشغول خلق زن بود، شش روز می‌گذشت.
فرشته‌ای ظاهر شد و گفت: "چرا این همه وقت صرف این یکی م...ی‌فرمایید؟"
خداوند پاسخ داد:


"دستور کار او را دیده‌ای‌؟
باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند.
باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند.
دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جایش بلند شد ناپدید شود.
بوسه‌ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند."
فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد.
"این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش بفرمایید."

خداوند گفت :
"نمی شود!!
چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که این همه به من نزدیک است، تمام کنم.
از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند،
یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد."
فرشته نزدیک شد و به زن دست زد.
"اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی."
"بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده‌ام.
تصورش را هم نمی‌توانی بکنی که تا چه حد می‌تواند تحمل کند و زحمت بکشد."
فرشته پرسید :
"فکر هم می‌تواند بکند؟"
خداوند پاسخ داد :
"نه تنها فکر می‌کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد."
آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد.

فرشته پرسید :
"اشک دیگر برای چیست؟"
خداوند گفت :
"اشک وسیله‌ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا‌امیدی، تنهایی، سوگ و غرورش."
فرشته متاثر شد :
"شما فکر همه چیز را کرده‌اید، چون زن‌ها واقعا حیرت انگیزند."
زن‌ها قدرتی دارند که مردان را متحیر می‌کنند.
همواره بچه‌ها را به دندان می‌کشند.
سختی‌ها را بهتر تحمل می‌کنند.
بار زندگی را به دوش می‌کشند،
ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می‌پراکنند.
وقتی خوشحالند گریه می‌کنند.
برای آنچه باور دارند می‌جنگند.
آنها می‌رانند، می‌پرند، راه می‌روند، می‌دوند که نشانتان بدهند چه قدر برایشان مهم هستید.
قلب زن است که جهان را به چرخش در می‌آورد
زن‌ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند و می‌دانند که بغل کردن و بوسیدن می‌تواند هر دل شکسته‌ای را التیام بخشد.
کار زن‌ها بیش از بچه به دنیا آوردن است،
آنها شادی و امید به ارمغان می‌آورند. آنها شفقت و فکر نو می‌بخشند
زن‌ها چیزهای زیادی برای گفتن و برای بخشیدن دارند.
خداوند گفت: "این مخلوق عظیم فقط یک عیب دارد!"
فرشته پرسید: "چه عیبی؟"

خداوند گفت :   "قدر خودش را نمی داند . . ."

نظرات ()



گذشته حال آینده
نویسنده: لیموشیرین - ۱۳٩۱/۱٢/٢۳

مشاهده یادداشت خصوصی

نظرات ()



 
نویسنده: لیموشیرین - ۱۳٩۱/۱٢/۱٧

12 ماه گذشت ....
بعضی ها دلشون شکست .... بعضی ها دل شکوندن
خیلی ها عاشق شدن و خیلی ها تنها
خیلی ها از بینمون رفتن ...
گریه کردیم و خندیدیم...
زندگی برخلاف آرزوهایمان گذشت ...
12 روز مانده ...
12 روز از همه اون خاطره ها
پیشاپیش نوروز مبارک
با آرزوی سالی پر از موفقیت

نظرات ()



دلم می خواست...دلم می خواد
نویسنده: لیموشیرین - ۱۳٩۱/۱۱/٥

مشاهده یادداشت خصوصی

نظرات ()



مروری بر خاطرات 5
نویسنده: لیموشیرین - ۱۳٩۱/۱٠/۱۸

مشاهده یادداشت خصوصی

نظرات ()



داستان آشنایی ما
نویسنده: لیموشیرین - ۱۳٩۱/۱٠/٤

مشاهده یادداشت خصوصی

نظرات ()



مروری بر خاطرات 4
نویسنده: لیموشیرین - ۱۳٩۱/۱٠/٤

مشاهده یادداشت خصوصی

نظرات ()



افسون عزیزم
نویسنده: لیموشیرین - ۱۳٩۱/٩/٢٩

سلام.

وقتتون بخیر خوبین؟؟؟

امروز یکی از بهترین دوستهام از مقطع کارشناسی ارشد فارغ التحصیل شد این پست مخصوص افسون گلم هستش که هیچ وقت تاحالا منو تنها نگذاشته وهمیشه مدیون مهربونی هاش هستم عزیزم انشالله که از دکترا فارغ التحصیل بشی منو یه دنیا ببخش که شرایط نداشتم بیام والا وظیفه ام بود که واسه جلسه دفاعت باشم و یک کوچولو زحماتتو جبران کنم ماچ

 

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »